تاریخ انتشار : جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۸:۰۴
کد خبر : 42271
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای دبیرکل سازمان ملل را چه کسی انتخاب می‌کند؟ بسته هستند

دبیرکل سازمان ملل را چه کسی انتخاب می‌کند؟

دبیرکل سازمان ملل را چه کسی انتخاب می‌کند؟

کارنامه فردا – یادداشت به قلم دکتر سید محسن حسینی استاد علوم سیاسی و روابط بین الملل با عنوان: دبیرکل سازمان ملل را چه کسی انتخاب می‌کند؟

پایگاه خبری کارنامه فردا، یادداشت به قلم دکتر سید محسن حسینی استاد علوم سیاسی و روابط بین الملل با عنوان: دبیرکل سازمان ملل را چه کسی انتخاب می‌کند؟

انتخاب دبیرکل سازمان ملل متحد همواره در لفافه‌ای از فریب واژهٔ «انتخابات» پیچیده شده است. آنچه در ظاهر فرایندی مبتنی بر شایستگی و شفافیت می‌نماید، در باطن مهندسی‌شده‌ترین بازی قدرت در دیپلماسی چندجانبه است که در آن حاکمیت پنج عضو دائم شورای امنیت، مفهوم حاکمیت ملت‌ها را به سخره می‌گیرد.

بستر حقوقی؛ از وهم دموکراسی تا واقعیت وتو 

مطابق مادهٔ ۹۷ منشور، دبیرکل «به توصیهٔ شورای امنیت» از سوی مجمع عمومی منصوب می‌شود. این عبارت به‌ظاهر بی‌آزار، تمام مسیر را به بیراهه می‌برد. قطعنامهٔ ۱۱ (۱) مجمع عمومی در سال ۱۹۴۶ صراحتاً شرط می‌کند که توصیهٔ شورا باید با رأی مثبت اعضای دائم همراه باشد. بدین ترتیب، وتو ــ که خود میراث ناعادلانهٔ جنگ جهانی دوم است ــ از نخستین گام، گلوی انتخاب را می‌فشارد. مجمع عمومی نیز در عمل به اتاق ثبت رسمی آن «توصیه» تبدیل شده است؛ تاکنون حتی یک بار هم توصیهٔ شورا را رد نکرده و رأی آن صرفاً مُهر تأییدی فرمایشی است.

سازوکار انتخاب دبیرکل سازمان ملل؛ تئاتر مشورتی در اتاق‌های دودگرفته 

آنچه امروز «فرایند انتخاب» نام دارد، آمیزه‌ای از عرف‌های نانوشته، چرخش منطقه‌ای بی‌ضابطه و رأی‌گیری‌های نیرنگی (Straw Polls) در پشت درهای بسته است. اعضای شورای امنیت با برگه‌های رنگیِ تشویق، عدم تشویق و بی‌نظر، نامزدها را غربال می‌کنند؛ اما برگه‌های اعضای دائم به رنگی دیگر آغشته است: وتو. این رأی‌گیری‌های محرمانه، بدون صورت‌جلسه و غیرقابل اعتراض، بازار سیاه چانه‌زنی‌های سیاسی را رونق می‌بخشد. نامزدی که حتی یک «عدم تشویق» از سوی یکی از پنج قدرت دریافت کند، عملاً از گردونه حذف می‌شود. بدین سان، انتخاب از متن به حاشیه رانده می‌شود و «حذف» به ابزار اصلی قدرت‌های بزرگ بدل می‌گردد. مکانیسمی که باید ضامن ظهور شایسته‌ترین باشد، به الکی برای غربال مصلحان و تقویت محافظه‌کاران بدل شده است.

ساختار ناعادلانه سازمان ملل؛ وقتی «عمومی» در مجمع یک شوخی بی‌مزه است 

سازمان ملل بر بنیادی نابرابر استوار شده است. شورای امنیت با پنج صندلی ویژه، همچنان تصویر ژئوپلیتیک ۱۹۴۵ را بر دیوار قرن بیست‌ویکم حفظ کرده است. در این ساختار، دبیرکل نمی‌تواند نمایندهٔ ارادهٔ ۱۹۳ کشور باشد، زیرا تولدش وابسته به رضایت همان پنج کشوری است که روزی امپراتوری‌هایشان جهان را تقسیم کردند. چرخش منطقه‌ای نیز ابزاری برای مدیریت بحران مشروعیت است، نه عدالت. هیچ قاعده‌ای تضمین نمی‌کند که نوبت به آفریقا، آسیا یا اروپای شرقی برسد؛ این صرفاً معامله‌ای نانوشته میان قدرت‌هایی است که گاه برای مهار یکدیگر، یک نامزد «بی‌خطر» از یک منطقهٔ خاص را بالا می‌کشند. همچنین، معیار «شایستگی» در این بازی گم شده است: دبیرکل ایده‌آل از نگاه پنج قدرت، فردی است که به اندازهٔ کافی کارآمد باشد تا سازمان فرو نپاشد، اما آن‌قدر ضعیف یا محافظه‌کار باشد که هرگز در برابر منافع آن‌ها نایستد.

نقش پنج عضو دائم شورای امنیت؛ قاتلان خاموش استقلال دبیرخانه 

تأثیر پنج عضو دائم شورای امنیت فراتر از امتیاز وتوی رسمی است. تهدید به وتو در رأی‌گیری‌های نیرنگی، پیش از علنی شدن هر نامی، کافی است تا یک نامزد را به انصراف وادارد. این قدرت‌ها بازار مکاره‌ای برپا می‌کنند که در آن نامزدها «قابل قبول بودن» خود را برای مسکو، واشنگتن، پکن، لندن و پاریس اثبات می‌کنند و نه شایستگی خود را برای جهان. نمونه‌ها عبرت‌آموزند: در ۱۹۹۶، آمریکا با وتوی مجدد پطرس غالی، دبیرکلی را سرنگون کرد که استقلال رأی خود را نشان داده بود. در مقابل، چین با وتوهای پنهان در انتخابات ۲۰۰۶، مسیر را برای تک‌نامزدی بان کی‌مون هموار کرد. هر دبیرکل از روز نخست می‌داند که اگر با «بروکلی» قدرت‌های بزرگ از در مخالفت درآید، پایان کارش مانند اسلافش یا عدم تمدید است یا انزوای سیاسی. ازاین‌رو، دبیرکل سازمان ملل اغلب نه یک «دبیرکل» در قامت رهبری جهانی، که «دبیر اجرایی» منویات پنج کشور است. تصمیمات جسورانه در موضوعاتی مانند جنگ عراق، فلسطین، یا اوکراین معمولاً پیش از تولد، در رحم وتو خفه می‌شوند.

این فرایندِ ذاتاً ناعادلانه، سازمان ملل را از داشتن یک رهبر واقعاً جهانی محروم می‌کند. تا زمانی که توصیهٔ شورای امنیت به گروگان وتو گره خورده باشد، دبیرکل به‌جای آنکه صدای بشریت باشد، پژواک مصلحت پنج قدرت باقی خواهد ماند. اصلاح این رویه، با محدود کردن نقش وتو، برگزاری جلسات استماع عمومی در مجمع، و معرفی چند نامزد به جای تک‌نامزدی اجباری، نه یک خواست آرمانی، که ضرورت بقای مشروعیت سازمان ملل در قرن جدید است.

 

یادداشت به قلم: سید محسن حسینی

پایگاه خبری کارنامه فردا

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نظرات بسته شده است.