تاریخ انتشار : جمعه ۲۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۴
کد خبر : 37726
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای ضرورت طب تسکینی برای بیماری‌های شایع غیرواگیر در دوران آتش‌بس و پسا‌جنگ ایران بسته هستند

ضرورت طب تسکینی برای بیماری‌های شایع غیرواگیر در دوران آتش‌بس و پسا‌جنگ ایران

ضرورت طب تسکینی برای بیماری‌های شایع غیرواگیر در دوران آتش‌بس و پسا‌جنگ ایران

کارنامه فردا – یادداشت به قلم سرکار خانم دکتر نرجس جمالی پناه، بنیان گذار و  مدیرعامل انجمن طلوع ذهن، با موضوع ضرورت طب تسکینی برای بیماری‌های شایع غیرواگیر در دوران آتش‌بس و پسا‌جنگ ایران

پایگاه خبری کارنامه فردا، یادداشت به قلم سرکار خانم دکتر نرجس جمالی پناه، بنیان گذار و  مدیرعامل انجمن طلوع ذهن، با موضوع ضرورت طب تسکینی برای بیماری‌های شایع غیرواگیر در دوران آتش‌بس و پسا‌جنگ ایران

پیوندی با کوچینگ توسعه فردی، کوچینگ اجتماعی و هوش اجتماعی

دوران آتش‌بس و پسا‌جنگ در هر جامعه‌ای، دوره‌ای پیچیده از بازسازی جسمی، روانی و اجتماعی است. در چنین دوره‌ای، توجه سیاست‌گذاران معمولاً بر بازسازی زیرساخت‌ها، اقتصاد و امنیت متمرکز می‌شود؛ اما یکی از حوزه‌های کمتر دیده‌شده اما حیاتی، مدیریت بیماری‌های غیرواگیر و توسعه خدمات طب تسکینی است. بیماری‌های غیرواگیر مانند سرطان‌ها، بیماری‌های قلبی‌عروقی، دیابت، بیماری‌های مزمن ریوی و اختلالات عصبی سهم بزرگی از بار بیماری‌ها را در جهان تشکیل می‌دهند. سازمان جهانی بهداشت گزارش می‌دهد که بیش از ۷۰ درصد مرگ‌های جهانی ناشی از بیماری‌های غیرواگیر است و بسیاری از بیماران در مراحل پیشرفته این بیماری‌ها به خدمات طب تسکینی نیاز دارند.

آشنایی با طب تسکینی 

طب تسکینی شاخه‌ای از پزشکی است که هدف آن کاهش درد و رنج بیماران مبتلا به بیماری‌های تهدیدکننده حیات و بهبود کیفیت زندگی آنان و خانواده‌هایشان است. این حوزه نه تنها شامل کنترل درد و علائم جسمی است، بلکه حمایت روانی، اجتماعی و معنوی از بیمار و خانواده را نیز در بر می‌گیرد. در شرایط پسا‌جنگ، اهمیت طب تسکینی چند برابر می‌شود؛ زیرا جنگ علاوه بر تخریب زیرساخت‌ها، موجب اختلال در نظام سلامت، تشخیص دیرهنگام بیماری‌ها، قطع روند درمان و افزایش فشارهای روانی در جامعه می‌شود.

یکی از پیامدهای شناخته‌شده بحران‌ها و جنگ‌ها، افزایش شیوع یا تشدید بیماری‌های غیرواگیر است. استرس مزمن، فقر، سوءتغذیه، کاهش دسترسی به خدمات درمانی و تغییر سبک زندگی از جمله عواملی هستند که خطر ابتلا به بیماری‌های مزمن را افزایش می‌دهند. در چنین شرایطی، بسیاری از بیماران زمانی به سیستم سلامت مراجعه می‌کنند که بیماری در مراحل پیشرفته قرار دارد و درمان‌های قطعی دیگر امکان‌پذیر نیست. در این مرحله، طب تسکینی نقش کلیدی در مدیریت درد، کاهش رنج و حفظ کرامت انسانی بیمار ایفا می‌کند.

در ایران نیز با توجه به روند رو به رشد سالمندی جمعیت و افزایش شیوع بیماری‌های غیرواگیر، نیاز به توسعه خدمات طب تسکینی بیش از گذشته احساس می‌شود. در دوران پسا‌جنگ، این نیاز می‌تواند به شکل قابل توجهی افزایش یابد. بیمارانی که درمانشان در دوران بحران متوقف شده یا با تأخیر تشخیص داده شده‌اند، به مراقبت‌های تسکینی تخصصی نیاز خواهند داشت. همچنین بسیاری از خانواده‌ها با فشارهای اقتصادی و روانی ناشی از بحران مواجه‌اند و نیازمند حمایت‌های چندبعدی هستند.

در این نقطه، پیوند میان طب تسکینی و رویکردهای نوین در حوزه توسعه فردی و اجتماعی اهمیت پیدا می‌کند. یکی از این رویکردها «کوچینگ توسعه فردی» است. کوچینگ توسعه فردی فرایندی ساختاریافته برای کمک به افراد جهت افزایش خودآگاهی، مدیریت هیجانات، تصمیم‌گیری بهتر و ارتقای کیفیت زندگی است. برای بیماران مبتلا به بیماری‌های مزمن یا لاعلاج، کوچینگ می‌تواند ابزاری مؤثر برای سازگاری با شرایط بیماری، پذیرش واقعیت، حفظ امید واقع‌بینانه و تقویت احساس معنا در زندگی باشد.

مطالعات روان‌شناسی سلامت نشان می‌دهد که مداخلات مبتنی بر کوچینگ می‌توانند اضطراب، افسردگی و احساس درماندگی در بیماران مزمن را کاهش دهند. در چارچوب طب تسکینی، کوچینگ توسعه فردی می‌تواند به بیماران کمک کند تا اهداف شخصی خود را بازتعریف کنند، روابط خانوادگی را تقویت نمایند و تصمیمات درمانی آگاهانه‌تری بگیرند. این رویکرد به ویژه در فرهنگی مانند ایران که روابط خانوادگی و اجتماعی نقش مهمی در فرآیند درمان دارند، اهمیت مضاعف پیدا می‌کند.
در کنار کوچینگ فردی، «کوچینگ اجتماعی» نیز می‌تواند در بازسازی سرمایه اجتماعی پس از جنگ نقش مهمی ایفا کند. کوچینگ اجتماعی بر توانمندسازی گروه‌ها و جوامع برای حل مسائل مشترک، افزایش مشارکت اجتماعی و تقویت شبکه‌های حمایتی تمرکز دارد. در زمینه طب تسکینی، این رویکرد می‌تواند به ایجاد شبکه‌های داوطلبی، حمایت از خانواده‌های بیماران، آموزش مراقبت در منزل و کاهش بار بر نظام سلامت کمک کند.

یکی از چالش‌های اصلی بیماران مبتلا به بیماری‌های پیشرفته، احساس انزوا و کاهش حمایت اجتماعی است. کوچینگ اجتماعی می‌تواند با ایجاد گروه‌های حمایتی، آموزش مهارت‌های ارتباطی و توسعه برنامه‌های جامعه‌محور، این خلأ را تا حدی جبران کند. چنین برنامه‌هایی علاوه بر کاهش رنج بیماران، به افزایش همبستگی اجتماعی در دوران پسا‌جنگ نیز کمک می‌کنند.
مفهوم کلیدی دیگری که در این میان اهمیت دارد، «هوش اجتماعی» است. هوش اجتماعی به توانایی درک احساسات و نیازهای دیگران، همدلی، مدیریت روابط و تعامل مؤثر با دیگران اشاره دارد. در حوزه طب تسکینی، هوش اجتماعی نه تنها برای پزشکان و پرستاران بلکه برای خانواده‌ها، مراقبان و حتی سیاست‌گذاران ضروری است.

 

پزشکی که از سطح بالایی از هوش اجتماعی برخوردار باشد، می‌تواند ارتباط مؤثرتری با بیمار برقرار کند، نگرانی‌های او را بهتر درک کند و تصمیمات درمانی را به شکلی انسانی‌تر و مشارکتی‌تر پیش ببرد. همین مسئله در مورد مدیران نظام سلامت نیز صادق است؛ سیاست‌گذاری در حوزه طب تسکینی نیازمند درک عمیق از نیازهای انسانی بیماران و خانواده‌هاست.

طب تسکینی از منظر اقتصاد 

از منظر اقتصادی نیز توسعه طب تسکینی در دوران پسا‌جنگ می‌تواند پیامدهای مثبتی داشته باشد. مطالعات متعدد نشان داده‌اند که مراقبت‌های تسکینی مناسب می‌توانند از بستری‌های غیرضروری، درمان‌های تهاجمی و هزینه‌های سنگین در مراحل پایانی بیماری جلوگیری کنند. این موضوع به ویژه در شرایطی که منابع نظام سلامت محدود است، اهمیت زیادی دارد.

علاوه بر این، توسعه خدمات مراقبت در منزل و برنامه‌های جامعه‌محور می‌تواند فرصت‌های شغلی جدیدی در حوزه سلامت، خدمات اجتماعی و آموزش ایجاد کند. در این چارچوب، آموزش کوچینگ سلامت، مهارت‌های ارتباطی و هوش اجتماعی برای کادر درمان و فعالان اجتماعی می‌تواند بخشی از راهبرد توسعه سرمایه انسانی در دوران بازسازی باشد.

در نهایت، می‌توان گفت که طب تسکینی صرفاً یک مداخله پزشکی نیست، بلکه بخشی از رویکردی جامع برای حفظ کرامت انسانی، کاهش رنج و تقویت تاب‌آوری اجتماعی در دوران بحران و پس از آن است. پیوند این حوزه با کوچینگ توسعه فردی، کوچینگ اجتماعی و ارتقای هوش اجتماعی می‌تواند مدل نوینی از مراقبت سلامت را شکل دهد که در آن بیمار نه فقط به عنوان یک «مورد پزشکی»، بلکه به عنوان انسانی با نیازهای روانی، اجتماعی و معنوی دیده می‌شود.

برای جامعه‌ای که از تجربه جنگ یا بحران عبور می‌کند، چنین رویکردی می‌تواند نقش مهمی در بازسازی اعتماد، همبستگی و امید اجتماعی ایفا کند. توسعه طب تسکینی در کنار سرمایه‌گذاری بر آموزش مهارت‌های کوچینگ و هوش اجتماعی، می‌تواند بخشی از راهبرد کلان برای حرکت از مرحله بقا به مرحله رشد و شکوفایی در دوران پسا‌جنگ باشد.

پایگاه خبری کارنامه فردا

به قلم: نرجس جمالی پناه

عکس: مهدی نوجهی

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نظرات بسته شده است.