تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۳۰
کد خبر : 38748
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای از آزمایشگاه لیزر تا سنگر دهلاویه؛ روایت مردی که انتخاب کرد چگونه بدرخشد بسته هستند

از آزمایشگاه لیزر تا سنگر دهلاویه؛ روایت مردی که انتخاب کرد چگونه بدرخشد

از آزمایشگاه لیزر تا سنگر دهلاویه؛ روایت مردی که انتخاب کرد چگونه بدرخشد

کارنامه فردا – یادداشت به قلم سرکار خانم زهرا سادات حسینی خبرنگار گروه ایثار، شهادت و مقاومت به مناسبت سالروز شهادت دکتر مصطفی چمران

پایگاه خبری کارنامه فردا، یادداشت به قلم سرکار خانم زهرا سادات حسینی خبرنگار گروه ایثار، شهادت و مقاومت به مناسبت سالروز شهادت دکتر مصطفی چمران با عنوان: از آزمایشگاه لیزر تا سنگر دهلاویه؛ روایت مردی که انتخاب کرد چگونه بدرخشد.

نامش با لبنان، کردستان و دهلاویه گره خورده، اما وسعت روحش در هیچ جغرافیایی نمی‌گنجد. مصطفی چمران، زاده‌ی ۱۳۱۰ در تهران، نماد نسلی است که عقل را با عشق، علم را با ایمان، و مدرنیته را با اصالت درآمیخت.

چمران پیش از آنکه فرمانده‌ای چریکی باشد، یک دانشمند تراز اول جهانی بود. کسب بالاترین نمره در تاریخ دانشگاه تگزاس و دریافت دکترای الکترونیک با درجه ممتاز، او را به یکی از زبده‌ترین متخصصان پلاسما و لیزر در آمریکا بدل کرده بود. اما روح بی‌قرارش در پستوی آزمایشگاه‌های پیشرفته آرام نگرفت. او علم را نه برای ثروت و شهرت، که برای خدمت به خلق می‌خواست.

نقطه عطف زندگی چمران، حضور در مصر و سپس لبنان بود. او در کنار امام موسی صدر، جنبش امل را پایه‌گذاری کرد و تجربه‌ی مدیریت شهری در مصر و فرماندهی نظامی در جنوب لبنان را کسب نمود. چمران در لبنان آموخت که چگونه می‌توان هم معلم قرآن بود و هم طراح عملیات چریکی.

با اوج‌گیری انقلاب اسلامی، او بی‌درنگ به ایران بازگشت و در کسوت معاونت نخست‌وزیری، تلاش کرد ساختاری منسجم از دل نیروهای پراکنده ایجاد کند. اما روح چمران در اتاق‌های بسته نمی‌گنجید؛ او نماینده مردم تهران در مجلس شد، اما باز هم بین او و سیاست‌بازی‌های مرسوم نسبتی برقرار نشد.

آزمون بزرگ چمران اما در کردستان رقم خورد، جایی که فرماندهی جنگ‌های نامنظم را بر عهده گرفت و با شیوه‌ای منحصربه‌فرد، امنیت را به منطقه بازگرداند. سبک فرماندهی او تلفیقی از رفاقت و صلابت بود. رزمندگان کرد درباره‌اش می‌گفتند: «دکتر با تفنگش هم نماز می‌خواند.»

و اما دهلاویه… در اوج جنگ تحمیلی، چمران که حالا وزیر دفاع دولت موقت بود، کسوت وزارت را رها کرد و ستاد جنگ‌های نامنظم را بنیان نهاد. در محاصره سی‌روزه سوسنگرد، او بود که با شجاعت و تدبیر نظامی‌اش، مانع از سقوط شهر شد و روحیه را به رزمندگان بازگرداند.

سرانجام در ۳۱ خرداد ۱۳۶۰، در منطقه دهلاویه بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید. شهادت او نه یک پایان، که آغاز یک مکتب بود.

چمران تجسم این جمله مشهور بود که «اسلحه و کتاب» متضاد یکدیگر نیستند. او همزمان که مسلسل بر دوش می‌گرفت، دست از قلم و تفکر برنمی‌داشت. کتاب‌های «کردستان»، «لبنان» و «نیایش‌هایش»، سندی است از عمق عرفان مردی که در میان آتش و خون، ناله‌های عاشقانه‌اش با معبود قطع نمی‌شد.

آنچه چمران را در تاریخ معاصر ایران جاودانه کرده، نه صرفاً شجاعت نظامی، که خلوص بی‌مانندش بود.

او نماد روشنفکری متعهد است که راه نجات جامعه را در رفتن از خود و پیوستن به «حقیقت» می‌دید. یادش گرامی و راهش پررهرو باد.

 

گروه ایثار و شهادت – پایگاه خبری کارنامه فردا

به قلم: زهرا سادات حسینی

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نظرات بسته شده است.