پس از حوادث و غیر مترقبه مثل سیل زلزله وتصادفات افراد درمعرض عوامل استرس زای متعددی قرار می گیرند. این عوامل عبارتند از انواع آسیب های جسمی که باعث درد و ناراحتی می شود، از دست دادن عزیزان، نقص عضو، از دست دادن بخشی از سرمایه، مواجهه با صحنه های دلخراش از قبیل جنازه اقوام و آشنایان، شنیدن صدای کمک خواستن افراد در هنگام بروز حادثه فشار زیادی را از نظر روانی بر فرد وارد می کند.
استرسی که بر فرد در جریان تصادف وارد می شود، به قدری ناتوان کننده است که تقریباً هر کسی را می تواند از پای درآورد.
به دنبال بروز استرس شدید روانی ناشی از فاجعه تصادف، واکنش ها وعلائمی درافراد به وجود میآید که میتواند تأثیر معکوسی روی عملکرد آنها داشته باشد.
در اینجا به بخشی از آسیب های روانشناختی ناشی از حوادث ترافیکی و تصادفات پرداخته می شود.
هزینههای این فاجعه تنها به مرگ و جراحت خلاصه نمیشود. اقتصاد کشور نیزتاوان سنگینی میدهد.
هزینههای درمانی، توانبخشی،خسارات ازکارافتادگی، هزینههای بیمهای و آسیبهای اجتماعی،بار مالی این حوادث را غیرقابلتحمل کرده است.
هر تصادف، فراتر از یک حادثه رانندگی، به معنای از دست دادن سرمایه انسانی و اقتصادی کشور است.
اما چرا این کابوس همچنان ادامه دارد؟چرا قوانین راهنمایی و رانندگی بهدرستی اجرا نمیشوند؟چرا خودروهایی که امنیتشان سالهاست زیر سؤال است، همچنان تولید و فروخته میشوند؟ چرا جادهها بعد از دههها همچنان پر از نقاط حادثهخیزند؟ چرا مردم همچنان با بیتوجهی به هشدارها، جان خود و دیگران رابه خطر میاندازند؟


ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰